رازهای تاریخی و معمارانه مسجد آبی؛ از غرور یک سلطان تا نماد استانبول

به گزارش دنیای ویدئو، وقتی عکس هایی از استانبول را مرور می کنید، در بسیار اوقات، نخستین چیزی که چشم را می نوازد گنبدهای فیروزه ای و مناره های سر به فلک کشیده ای است که قرن هاست نگهبان تنگه بسفر هستند. شاید تا حالا تصور می کردید مسجد سلطان احمد یا همان مسجد آبی (Blue Mosque)، صرفاً یک نماد مذهبی و نتیجه شکوه و ثروت بی حدومرز امپراتوری عثمانی بوده . اما در این نوشته می خواهیم با هم ببینیم چطور یک رقابت سیاسی، شکست نظامی و بحران مالی همراه با یک رسوایی مذهبی بزرگ، دست به دست هم دادند تا یکی از زیباترین شاهکارهای معماری دنیا شکل بگیرد. آیا واقعاً سلطان 19 ساله ای که دستش به خون برادرش آلوده نشده بود، برای سرپوش گذاشتن بر ناکامی هایش دست به این ساخت وساز بزرگ زد؟ با من همراه باشید تا در دالان های تاریخ قرن هفدهم عثمانی قدم بزنیم و رازهای این بنای شگفت انگیز را کشف کنیم.

رازهای تاریخی و معمارانه مسجد آبی؛ از غرور یک سلطان تا نماد استانبول

???? لیست بخش های این نوشته (کلیک کنید)

  1. طلوع بنایی باشکوه در مرز دو قاره
  2. سلطان جوان، نبرد با ایاصوفیه و جنجال شش مناره
  3. جادوی کاشی های ایزنیک و مهندسی نور در دل گنبدها
  4. سرانجام سنت برادرکشی و پیغامدهای پنهان قفس سلطنتی
  5. راز تخم شترمرغ ها و سیستم های هوشمند تدفین و نگهداری در معماری عثمانی
  6. چرا ساخت مسجد بدون غنیمت جنگی یک بدعت ناپسند شمرده می شد؟
  7. تأثیرگذاری جغرافیا و کاخ های بیزانسی زیرین بر سازه مسجد

طلوع بنایی باشکوه در مرز دو قاره

آسمان استانبول با تغییر فصل ها چهره عوض می نماید؛ روزهای بی ابر و درخشش تابستانی بسفر، جایش را به مه بارانی و دریاهای خاکستری ماه های سرد سال می دهد. با این حال، نقطه ای در این شهر وجود دارد که آسمانش همواره به رنگ لاجوردی و فیروزه ای می درخشد و آن جایی نیست جز درون مسجد سلطان احمد، بنایی که در میان عامه مردم به مسجد آبی معروفیت یافته است. رنگ آبی در فرهنگ اسلامی نماد آسمان و کیهان بی کران است و در این شاهکار معماری قرن هفدهم عثمانی، حرف اول و آخر را می زند. وقتی از بنا بیرون می آیید، چشم انداز خیره نماینده تر می شود؛ شش مناره باریک و 13 گنبد متقاطع که بر فراز تپه تاریخی اول استانبول قرار گرفته اند، بخشی جداپذیر ناپذیر از هویت تصویری این کلان شهر هستند.

وقتی بین سال های 1609 تا 1616 میلادی این مسجد در حال ساخت بود، استانبول که پس از فتح سال 1453 میلادی و سقوط امپراتوری بیزانس به مرکز عثمانی تبدیل شده بود، جمعیت متراکمی مانند امروز نداشت. عثمانی ها که از شبه جزیره آناتولی (Anatolia) آمده بودند، قصدی فراتر از ساخت یک عبادتگاه ساده داشتند. آن ها می خواستند مرکز جاذبه ای مالی و اجتماعی بسازند که مردم را از سراسر قلمرو به خود جلب کند. به همین علت این بنا تنها یک مسجد نبود، بلکه بخشی از یک مجتمع بزرگ شهری یا کلیه (Külliye) محسوب می شد؛ مجموعه ای شامل مدرسه علمیه، آشپزخانه عمومی برای اطعام فقرا، بیمارستان، مسافرخانه، بازارچه ارستا (Arasta Bazaar) و آرامگاه اختصاصی خود سلطان.

محل احداث مسجد در نقطه سرانجامی شبه جزیره فاتح و در کنار میدان سلطان احمد بود، جایی که زمانی هیپودروم (Hippodrome) یا میدان اسب دوانی بزرگ قسطنطنیه قرار داشت. این میدان تاریخی شاهد رقابت ارابه رانی، اعدام های عمومی و شورش های خونینی همانند شورش نیکا در سال 532 میلادی بود که طی آن هزاران معترض به دستور امپراتور بیزانس قتل عام شدند. جالب است بدانید که زیر شالوده این مسجد، بقایای کاخ دافنه (Palace of Daphne) از سده چهارم میلادی قرار گرفته است. سنگ های لایه لایه این منطقه، گواهی می دهند که این نقطه از زمین همواره قلب قدرت سیاسی و مذهبی امپراتوری ها بوده است.

سلطان جوان، نبرد با ایاصوفیه و جنجال شش مناره

در اوایل قرن هفدهم، امپراتوری عثمانی در اوج گستره جغرافیایی خود قرار داشت و از دیوارهای وین تا بندرهای الجزایر و حرمین شریفین را تحت کنترل داشت. در این میان، سلطان احمد اول در سن 13 سالگی و پس از مرگ ناگهانی پدرش بر تخت سلطنت نشست. صعود او به قدرت درست پس از اعدام بی رحمانه برادر بزرگ ترش رخ داد. پدر او، سلطان محمد سوم، برای جلوگیری از جنگ های داخلی مدعیان تاج و تخت، دستور خفه کردن 19 برادر خود را صادر نموده بود. احمد اول در سن 19 سالگی تصمیم گرفت ساخت مسجدی باشکوه را شروع کند که بتواند با شاهکار بی نظیر بیزانسی یعنی ایاصوفیه (Hagia Sophia) که تنها 300 متر با آن فاصله داشت، رقابت کند.

در آن دوران، رقابت معماران در سراسر دنیا بر سر ارتفاع و قطر گنبدها بود. معمار باشکوه این بنا، صدف کار محمد آقا (Sedefkar Mehmed Agha)، دانش آموخته مکتب معمار سنان بزرگ بود. او توانست عناصر معماری اسلامی را با زیبایی شناسی بیزانسی ترکیب کند. اما جنجالی ترین بخش طراحی، دستور سلطان برای ساخت شش مناره بلند برای مسجد بود. تا پیش از آن، مساجد امپراتوری حداکثر چهار مناره داشتند و تنها مسجدی که شش مناره داشت، مسجدالحرام در مکه، مقدس ترین مکان عالم اسلام بود.

این تصمیم موجی از شایعات و خشم مذهبی را در میان علمای آن موقع برانگیخت. مردم و روحانیون پچ پچ می کردند که سلطان جوان دچار غرور شده و خود را با پیغامبر هم تراز می داند. خشم عمومی و افکار عمومی خرافه پرداز آن عصر، مشروعیت سلطنت او را تهدید می کرد. سلطان احمد برای رفع کردن این اتهام سنگین و ساکت کردن منتقدان، راه حلی هوشمندانه و پرهزینه یافت؛ او دستور داد مناره هفتمی به مسجدالحرام در مکه اضافه شود تا تقدم و قداست آن حفظ شود و بدین ترتیب، بائبی از بحران سیاسی-مذهبی را بست.

جادوی کاشی های ایزنیک و مهندسی نور در دل گنبدها

ورود به شبستان اصلی مسجد آبی، تجربه بصری شگفت انگیزی است. گنبد مرکزی که به وسیله چهار ستون فیل پیکر بزرگ پشتیبانی می شود، همراه با چهار نیم گنبد پیرامونی، فضایی بسیار وسیع و بدون ستون های مزاحم وسط را پدید آورده است. اما آنچه به این بنا هویت واقعی می بخشد، پوشش داخلی آن با بیش از 20 هزار کاشی سرامیکی دست ساز است که در شهر ایزنیک (Iznik) ساخته شده اند. ایزنیک یا همان نیقیه باستان، مرکز سنتی سرامیک سازی عثمانی بود که تحت سفارش بی سابقه سلطان احمد، تمام توان تولیدی خود را به کار گرفت.

طرح های این کاشی ها شامل گل های لاله، زنبق، رز و درختان سرو است که با رنگ های آبی، سبز و قرمز درخشان رنگ آمیزی شده اند. نوری که از 260 پنجره مشبک و شیشه های رنگی به درون می تابد، به این کاشی های لعاب دار حیاتی آسمانی می بخشد. لوسترهای بزرگ و چندطبقه ای که از سقف آویزان هستند، در گذشته با روغن سوزانده می شدند و امروزه با برق روشن می شوند. نورپردازی به گونه ای طراحی شده که حسی از سبک بالی گنبد سنگین را در فکر بیننده ایجاد می نماید.

نکته جالب اینجاست که ساخت این مسجد بزرگ فشار مالی سنگینی بر خزانه وارد کرد. طبق سنت عثمانی، سلاطین تنها زمانی مجاز به ساخت مساجد باشکوه بودند که در جنگ ها پیروز شده و غنایم فراوانی به دست آورده باشند. اما احمد اول در جنگ طولانی با هابسبورگ ها نبرد قاطعی را نبرده بود و معاهده صلح بست. بنابراین، نقادان مذهبی و مورخان آن موقع او را به علت صرف هزینه های گزاف از خزانه عامه بدون پشتوانه غنایم جنگی، به شدت سرزنش کردند. سلطان احمد کمی بعد در سن 27 سالگی بر اثر بیماری حصبه درگذشت، اما مسجدی که برپا کرد برای قرن ها جاودانه ماند.

سرانجام سنت برادرکشی و پیغامدهای پنهان قفس سلطنتی

بزرگ ترین دستاورد تصمیم گیری سلطان احمد اول، جدا از ساخت این مسجد بی نظیر، تغییر ساختار جانشینی در امپراتوری عثمانی بود. او تصمیم گرفت سنت خونین برادرکشی را متوقف کند. هنگامی که احمد به قدرت رسید، برادر کوچک تر و سه ساله اش مصطفی را نکشت. در عوض، سیستمی نو ایجاد شد که طبق آن شاهزادگان عثمانی به جای اعزام به استان ها برای یادگیری حکمرانی عملی، در بخش ویژه ای از کاخ توپقاپو به نام قفس (Kafes) محبوس می شدند.

این تصمیم هرچند در ظاهر انسانی بود و به خون ریزی های خانوادگی سرانجام داد، اما پیغامدهای ویرانگری برای آینده امپراتوری داشت. شاهزادگانی که در اتاق های مجلل اما ایزوله قفس بزرگ می شدند، هیچ درکی از دنیای واقعی، سیاست، اداره کشور و فرماندهی نظامی نداشتند. آن ها پس از سال ها انزوا و ترس مداوم از اعدام، ناگهان بر تخت سلطنت می نشستند. بسیاری از آنان دچار اختلالات روانی شدند و بی تجربگی شان سبب شد امور به دست وزرا یا مادران سلطان بیفتد. این روند ناخواسته، یکی از دلایل اصلی شروع دوران افول تدریجی عثمانی شد که در نهایت در قرن نوزدهم به بیمار اروپا معروف گشت.

راز تخم شترمرغ ها و سیستم های هوشمند تدفین و نگهداری در معماری عثمانی

یکی از جزئیات ظریف و کمتر شنیده شده در لوسترهای بزرگ مسجد آبی، وجود تخم های شترمرغ در فواصل میان حباب های روشنایی است. شاید در نگاه اول این کار یک تزئین بی معنی به نظر برسد، اما معماران عثمانی از ویژگی های شیمیایی و طبیعی استفاده کاربردی می کردند. بوی حاصل از تخم شترمرغ (که برای انسان قابل تشخیص نیست) عنکبوت ها و حشرات را فراری می دهد. به این ترتیب، از تلافی و تنیدن تار عنکبوت در زوایای تاریک گنبد و لوسترهای مرتفع جلوگیری می شد.

علاوه بر این، در زیر ساختار سنگین مسجد، سیستم های زهکشی و کانال های هوایی پیچیده ای تعبیه شده بود تا رطوبت برخاسته از سوی دریا را مدیریت کند. سنگ های مرمر به کار رفته در کف و ستون ها با ملات های خاص حاوی سفیده تخم مرغ و خاکستر آتشفشانی تثبیت شده بودند تا بنا در برابر زلزله های شدید استانبول انعطاف پذیری داشته باشد. همین تدابیر معمارانه هوشمندانه باعث شده که مسجد سلطان احمد پس از گذشت چهار قرن و پشت سر گذاشتن زمین لرزه های سهمگین، همچنان راسخ و بدون آسیب جدی باقی بماند.

چرا ساخت مسجد بدون غنیمت جنگی یک بدعت ناپسند شمرده می شد؟

در فقه و سنت سیاسی عثمانی، بناهای امپراتوری فقط نماد شوکت نبودند، بلکه نوعی وقف مذهبی شمرده می شدند. بر اساس باورهای دینی آن عصر، مشروعیت مالی بناهای وقف باید کاملاً پاک و ترجیحاً حاصل جهاد و غنایم غیرمسلمانان می بود. وقتی سلطانی از مالکان مالیات دهنده مسلمان و خزانه عمومی برای ساخت مسجدی فاخر خرج می کرد، نوعی دست اندازی به بیت المال تلقی می شد. سلطان احمد به علت صلح زیتواتورک (Zsitvatorak) با اتریش، ناچار شد برابری امپراتور هابسبورگ را بپذیرد و مال فراوانی از نبردها به دست نیاورد.

این مسئله باعث شد که شیخ الاسلام و قضات آن موقع در شروع با ساخت بنا مخالفت نمایند. حتی گفته می شود سلطان احمد برای جبران این حس منفی، خود شخصاً بیل و کلنگ به دست گرفت و در خاک برداری شالوده مسجد مشارکت کرد تا خلوص نیت خود را نشان دهد. با این حال، فشار مالی ساخت بنا بر مغازه داران و مردم محلی سنگینی می کرد، هرچند بعدها احداث بازارچه ارستا توانست هزینه های نگهداری مجموعه را تا قرن ها به وسیله اجاره بها تأمین کند.

تأثیرگذاری جغرافیا و کاخ های بیزانسی زیرین بر سازه مسجد

انتخاب موقعیت مکانی مسجد آبی دقیقاً روی شالوده های کاخ امپراتوران بیزانس، پیغام ناپیدا اما پرقدرتی داشت. عثمانی ها با ویران کردن یا پوشاندن به جای مانده کاخ های کهن و استفاده از سنگ های آن ها در زیرسازی، سلطه کامل خود را بر میراث روم شرقی به رخ می کشیدند. هندسه پیچیده این منطقه که دارای شیب تندی به سمت دریای مرمره است، معمار محمد آقا را مجبور کرد یک پلاتفرم و صفه سنگی بزرگ بسازد تا مسجد روی آن قرار گیرد.

این زیرسازی سنگی نه تنها سطح صافی برای ساخت گنبدهای بزرگ فراهم آورد، بلکه مخازن آب و فضاهای انبار گوناگونی در زیر مسجد ایجاد کرد. موزاییک های بیزانسی کشف شده در جریان حفاری های قرن بیستم در زیر بازارچه این مسجد، نشان می دهد که چطور طبقات مختلف تاریخ روی هم انباشته شده اند. مسجد آبی در واقع بر روی ویرانه های سه امپراتوری بزرگ ساخته شده و نمادی از تحول معماری و سیاسی در نقطه تلاقی شرق و غرب است.

جمع بندی نهایی

مسجد سلطان احمد یا همان مسجد آبی، بسیار فراتر از یک جذبه گردشگری و شاهکار کاشی کاری است؛ این بنا تجسم ملموس یک عصر بحرانی در تاریخ عثمانی است. سلطانی جوان که می خواست ناکامی های نظامی و مشروعیت زیر سؤال رفته اش را با گنبدهای آبی و شش مناره سر به فلک کشیده جبران کند، بنایی ساخت که مرزهای هنر معمارانه را جابه جا کرد. اگرچه تغییر سنتی که او در سیستم جانشینی ایجاد کرد، مقدمات افول امپراتوری را رقم زد، اما میراث معمارانه او همچنان راسخ ایستاده است. مسجد آبی یادآور این واقعیت است که گاهی از دل زیاده خواهی ها و رسوایی های سیاسی، جاودانه ترین شاهکارهای هنری بشر متولد می شوند.

یک مسجد تاریخی در استانبول با کاشی های آبی و شش مناره که به وسیله سلطان احمد اول بر روی بقایای کاخ های بیزانسی ساخته شد و نماد معماری عثمانی است.

منبع: یک پزشک
انتشار: 2 مرداد 1405 بروزرسانی: 2 مرداد 1405 گردآورنده: justclip.ir شناسه مطلب: 1286

به "رازهای تاریخی و معمارانه مسجد آبی؛ از غرور یک سلطان تا نماد استانبول" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "رازهای تاریخی و معمارانه مسجد آبی؛ از غرور یک سلطان تا نماد استانبول"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید